-|پیامک های من|-

پیامک بفرستین به شماره : 30005890000021

به نام خداوندرحمتگر مهربان

      معلّم یک کودکستان به بچه‌هاى کلاس گفت که می‌خواهد با آن‌ها بازى کند.

 او به آن‌ها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکى بردارند و درون آن،

 به تعداد آدم‌هایى که از آن‌ها بدشان می‌آید،

 سیب‌بریزند و با خود به کودکستان بیاورند.

 فردا بچه‌ها با کیسه‌هاى پلاستیکى به کودکستان آمدند.

 در کیسه بعضی‌ها2تا، بعضی‌ها 4تا، بعضی‌ها 7تاسیب بود. معلّم به بچه‌ها گفت تا یک هفته هر کجا که می‌روند کیسه پلاستیکى را با خود ببرند.

     روزها به همین ترتیب گذشت و کم‌کم بچه‌ها شروع کردن به شکایت از بوى ناخوش سیب هاى گندیده.  به علاوه، آن‌هایى که سیب بیشترى در کیسه خود داشتند از حمل این بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یک هفته،

 بازى بالاخره تمام شد و بچه‌ها راحت شدند.

   معلّم از بچه‌ها پرسید:

 «از این که سیب‌ها را با خود یک هفته حمل می‌کردید چه احساسى داشتید؟»

 بچه‌ها از این که مجبور بودند سیب هاى بدبو و سنگین را همه جا با خود ببرند شکایت داشتند.

    آنگاه معلّم منظور اصلى خود از این بازى را این چنین توضیح داد:

 این درست شبیه وضعیتى است که شما کینه آدمهایى که دوستشان ندارید را در دل خود نگاه میدارید و همه جا با خود میبرید.

 بوى بد کینه و نفرت،

 قلب شما را فاسد میکند و شما آن را همه جا همراه خود حمل میکنید.

 حالا که شما بوى بد سیب‌‌ها را فقط براى یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور میخواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟. . .

| دوشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٠ | ٩:٤۱ ‎ب.ظ | .: Arsis119 :. ناچیزترین ذره هستی : . . . نظرات () |

Design By : shotSkin.com