/ 7 نظر / 7 بازدید
پرسان

چه حماقتی... که میرانی ام و باز میخواهمت! چه غروره بی غیرتی دارم من!!!

مهوش

خیلی قشنکه ...

پرسان

همیشه آنکه سراغی از تو نمیگیرد دلتنگ دیدنت است... و از شکاف چشمانش به نبودنت خیره میشود، همیشه آنکه تو را نمیبیند نامهربان نیست!!

پرسان

دل تنگم! دل تنگِ خیلی چیزها دل تنگ این همه دل تنگی ها چیزهایی که بر من گذشت و هرگز باز نخواهد گشت! دل تنگم دل تنگ نیمه شبهای دل تنگی دل تنگ این همه نبودن ها دل تنگ این همه دل تنگی ها دل تنگ عهدهایی که کسی آنها را نبست دل تنگ تمام چیزهایی که میشد باشد و نیست و تمام هست هایی که نیست! حتی آنان که دلشان برایم تنگ نخواهد شد!! دل تنگ تر نیز خواهم شد می رسد روزی که بگویم: دلم برای آن روزها ی دل تنگی تنگ شده!!

پرسان

فال حافظ زدنت از پی دلتنگی کیست؟؟ ما که هر لحظه به یاد تو و دلتنگ توییم!!

پرسان

شهامت میخواهد سرد باشی و گرم لبخند بزنی

پرسان

ذهنم با افکارم گره خورده است ؛ همانند چهار راهی شلوغ ، در روز بارانی بدون هیچ قانون و چراغ راهنمائی . . . نه افکارم می روند نه ذهنم آزاد می شوند . . .