بچه که بودم

همکلاسی غم های منـــ

چه زود گذشت ترم باهم بودن

شاگرد اول عشق تو شدی و من

باز هم مشروط چشمــــانت شدم

پیامک های من

 

آنان که به هزار دلیل زندگی میکنند

حاضر نیستند به یک دلیل بمیرند...

 

اما آنان که به یک دلیل زندگی میکنند

به همان یک دلیل هم میمیرند...
نسخه دی ماه 1391
برای دانلودبرروی پیامک های من کلیک کنید

خدایا ما را با دوستانت آشنا کن!
پرواز دسته جمعی پرندگان آس مان را زیباتر می کند
و لاتجعل فی قلوبنا غلا للذین آمنوا

برای خودت زندگی کن

کسی که تورا دوست داشته باشد

با تو میماند

برای داشتنت می جنگد اما اگه دوست نداشته باشد

به هر بهانه ای میرود

رسم زندگی این است

یک روز کسی را دوست می داری

 و روز بعد تنهایی

به همین سادگی

او رفته است

و همه چیز تمام شده است

مثل یک مهمانی که به آخر می رسد

و تو به حال خود رها می شوی

چرا غمگینی؟

این رسم زندگی است...

 

سعی کن دراین دنیا خودت باشی
دیگران به حد کافی هستند

زندگی هر فرد تسبیحی است که با آغازین نفس شروع به انداختن اولین دانه در آن می کند ... هر عمل خوب و بدی که انجام میدهد دانه ای خوب یا بد به آن تسبیح می افزاید و در پایان کار تسبیح را می بندد ... شمارش دانه های خوب و بد تسبیح آینده فرد را در دنیای دیگر مشخص خواهد کرد ...

آسمان بزرگترین محرابی است که می توان یافت ... چه زیباست آسمان شب به وقت عبادت ... همین ‌آسمان کبود ... همین محراب کبود ... زیر محراب کبود ...

امتدادفاصله از اعتبارعاطفه

نمی کاهد

همیشه هستی

در حوالی قلبم ...

درامتدادفاصله از اعتبارعاطفه  نمی ک

اگر خواستم سفر کنم

بلیط هایم را پاره کن

دستانم را از سنگینی چمدان تهی کن

و مرا پنهان کن، آن پشت مشت ها

پشت دیوار دلت..

پروردگارا بی عدالتی های روی  زمین تو را کشت.

سیاهی این خیابان ها از سیاه دلیـ ـه قیر و آسفالت و غبار شهری نیست....

سرمه ی چشم منست.

به انتظار دیدنِ تو...

اینطوری نمی شود،

باید دست و پایت را ببندم و

نام خودم را روی دلت خالکوبی کنم...

دلت نشد، روی مچ دستت؛ تا جای من در نگاهت امن باشد.

 امروز یک چیز عجیبی با من ست... گاهی به کف کفشم چسبیده و گاهی از دکمه لباسم آویزان است... یک جاهایی هم حس می کنم مثه سایه پی من می آید... امروز یک حس غریبی با من است...

چگونه میراثی برای من بجا گذاشته ای

که هر چه می خورم، تمام نمی شود

؛

غصه ات.

اینبار من گرگ،

چشم گذاشتن با من،

پنهان شو

نترس، قول می دهم پیدایت کنم.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.orgایستاده ام….

تنها….

پشت میله های خاطرات دیروز

این جا ….

انگشت هایم را می شمارم

یک.

دو..

سه

و دست های تو در هم فرو رفته اند

تو ….

غزل را مشت مشت به حراج گذاشتی

که مهربانی ات را ثابت کنی

ولی….

ولی نفهمیدی که من

آن سوی خیابان

انتظارت را می کشم

تو بی وقفه فریاد کشیدی

و من ….

دیگر آزارت نمی دهم

زین پس.

قصه هایم را برای هیچ کس تعریف نمی کنم

مطمئن باش

هنوز هم قافیه را به چشمان تو

می بازم.…

مطمئن باش..... 

http://morgheeshgh.persiangig.com/fullEmoBoy.jpg

بچه که بودم

از جریمه های نانوشته که بگذریم

سلمانی و ساعت و سیب

سکه و سلام و سکوت

و سبزی صدای بهار

هفت سین سفره ی من بود

بچه که بودم

دلم برای آن کلاغ پیر می سوخت

که آخر هیچ قصه ای به خانه نمی رسید

بچه که بودم

تنها ترس ساده ام این بود

که سه شنبه شب آخر سال

باران بیاید

بچه که بودم

آسمان آرزو آبی

و کوچه ی کوتاهمان

پر از عبور چتر و چلچراغ و چلچله بود...

دنیا دل منو ببین تنهاترین خلق خداست

همیشه هرچی خواستم داغشو رو دلم گذاشت

شدم آواره کوچه تموم شده تحملم

خسته از تموم روزا حتی روز تولدم

به روزها دل نبند.....

 

روزها به فصل که میرسند رنگ عوض می کنند......

 

با شب بمان.....

 

اگر چه تاریک است......

 

ولی همیشه یک رنگ است....

 

از نو زنده ام

و می شکفد

لبخندم

وقتی در انتظارم...

برای فهمیدن بعضی

چیزها، هیچوقت

دیر نیست...

تلاطم امواج روحم را

به تو میبخشم

تویی که

از کلماتم میدانی

چقدر دلم نازک است

یک دنیا عاشق خنده های من شده

از وقتی عاشقم!

نگران آنچه که نمی دانم نیستم،نگران آنچه که فکر می کنم می دانم هستم...!

/ 2 نظر / 6 بازدید
پرسان

سلام لینکش خرابه اگه میشه درستش کن

محمد

سلام خسته نباشید خدا قوت،خیلی وب عالی دارید