خداحافظی

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم ماندنی ، نه حاشیه ای از یاد رفتنی

 چایـــــت را  بنوش! نــــــــگران فردا نـــــــباش

از گنــــدمزار من و تو مشتـــی کاه می مــــــــاند برای بـــــــــــادها

 

بعضی روزها همه ما را دچار تردید می کنی

نمی دانم این عادت همیشگی ات است یا این روزها حال خوبی نداری!

 

یکی رفت و یکی موند

برای سالها می نویسم ...

   سالها بعد که چشمان تو عاشق می شوند ...

   افسوس که قصه ی مادر بزرگ درست بود...

   که همیشه یکی بود یکی نبود

من آن غریبه ی دیروز آشنای امروز و فراموش شده ی فردایم

   در آشنایی امروز می نویسم تا در فراموشی فردا یادم کنی

 

 

هیچ کس مرگ مرا در گوشه قلبی ندید

                  کسی جان دادن قلب مرا ندید

                                هیچ کس وسعت تنهایی مرا نفهمید

                                              کسی اشک چشمانم را درک نکرد

 

بودنم را هیچ کس باور نداشت

هیچ کس کاری به کار من نداشت

بنویسید بعد مرگم روی سنگ

با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ

او که خوابیده ست در این گور سرد

بودنش را هیچ کس باور نکرد

 

 

در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد

کس جای در این منزل ویرانه ندارد

دل را به کف هر که دهم باز پس آرد

کس تاب نگهداری دیوانه ندارد

 

آب دریا را اگر نتوان کشید      هم به قدر تشنگی باید چشید

/ 7 نظر / 5 بازدید
پرسان

وقتی یه آدم میگه هیچکس منو دوست نداره ، منظورش از هیچکس یک نفر بیشتر نیست . . . همون یه نفری که واسه اون همـــه کسه !

پرسان

چه زيبا پاييز... برگ را از درخت,و تورا از من جدا كرد... هوا سرد ميشود كم كم. كاش كه برگردي...

پرسان

نقاش خوبي نیستم اما اين روزها به لطف تو انتظار را ديدي ميكِشم...

پرسان

خداحافظی نمیکنم تازود برگردی

پرسان

سلام خوبی قهری دوستم[قهر]؟؟؟؟؟؟

هانی

در پناه خالق نیلوفرها مهربان وشکیبا باش