دخترک کبریت فروش

گونه اش آتش بود ، سرخ ، زرد ...
...گفتم : می خواهم امشب
با کبریتهای تو ، این سرزمین را به آتش بکشم !
دخترک نگاهی انداخت ، تنم لرزید ...
گفت : کبریت هایم را نخریدند
سالهاست تن می فروشم ...
می خری !!!؟؟؟

وقتی نیستی که هیچ
وقتی هستی دو وقت دلم می گیرد
یکی وقتی با "بله" جواب می دهی
یکی وقتی "شما" صدایم می کنی
چگونه صدایت کنم که با "جانم" جواب دهی؟
...و "تو" صدایم کنی؟
می گویی:خودت هم همیشه "شما" صدا می زنی مرا!!
می گویم : وقتی می گویم "شما" منظورم تویی و تمام خوبی هایت
من که غیر از تو خوبی ندارم
وقتی با منی
بگویی "ما" یا "شما" فرقی نمی کند.

/ 0 نظر / 3 بازدید