منوتنهایی

کجایید ای ابرهای پاییزی

کجایید ای شبهای بارانی

 کی خواهید آمد  بعیادت این دل بی سامان

نمی دانم کی  باز  خواهد شد پنجره بارش اشکهایتان

بنگرید من اینجا چه میزان تنها و دلگیرم

نمی بینید مگر  ترک برداشته کویر دلم

نمی دانید مگر چه حد فراخست درب دیدار دلم 

چقدر تاریکست  غروب  غمهای من

پس  چرا زودتر نمی بارید بر خیمه دلم

کجایید  ای آرزوهای شیرین

کجایید ای آهوان  صحرای دلم

چرا نمی آیید  بدیدار این برکه خشکیده

سراغی نمی گیرید  از این  سیاه چادر دل بسته

نمی دانید اینجا مگر بی تابم

بی تاب ، بی تابم

نمی دانید مگر اینجا خدا هم در خوابست

خواب  ،خوابست

اینجا خاطراتم خیمه می زنند بردرد

برآه

بر اشک

اینجا آرزوهایم تاریکند

سیاهند

زردند

اینجا درد ، در دستانم می نهد شیوه نامردمی

بی وفایی

سنگدلی

اینجا اشکهایم  دانه های سنگند

چون تگرگند 

سختند

سردند

اینجا اشکهایم چون تپش قلبم

بشماره می افتند

بی موقع می بارند

اینجا فصلهایم  همه یک رنگند

همه با زمستان هم دستند

اینجا دنیا

دنیای دلگیر ، دل منست

اینجا زندان است

زندان خاطرات منست

کجایید ای ابرهای پاییزی

دریغ نکنید

اشکهایتان را از این ویرانه دل

 

/ 18 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرتضی

خیلی قشنگ بود می پذیرم...

حمیده سارایی

کجاعزیزم ...هستیم کنارهم به قول خودت یه کم قصه مونده ...!!!باهم می خوریم حالا

حمیده سارایی

کجاعزیزم ...هستیم کنارهم به قول خودت یه کم قصه مونده ...!!!باهم می خوریم حالا

حمیده سارایی

کجاعزیزم ...هستیم کنارهم به قول خودت یه کم قصه مونده ...!!!باهم می خوریم حالا

مهوش

می بینم دوستای جدیدپیداکردی منم دانلودکنم!!!!!؟؟؟؟

تهامی

خوب بود....

منوچهری

ای ول ...

قاسمی

مرس کیف کردم [خواب]

پرسان

درست شددوستم دارم دانلودش میکنم [ماچ]

مهوش

خیلی حساس شدم بدونم چه مشکلی پیش اومده البته فضولی نباشه ... خب منم دوستون دارم ... مراقب خودت باشه این روزاهم میگذره ... توباید بمونی...پس بمون...