شعرزیبای دوره گرد

سلام به دوستای گلم .

ممنون هستم از این که نظر میدید .

توی این پست شعر زیبای دوره گرد رو میذارم که سرشار از گفته های عمیق و درک بالا هست . امیدوارم روزی برسه که فقر نابود بشه .

 .

.

.


دوره گردم
دار قالی می خرم
کاسه و ظرف سفالی می خرم
گر نداری کوزه خالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی زد و بغضش شکست
اول سال است و نان در سفره نیست

ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟

بوی نان تازه هوش از ما ربود
اتفاقا مادرم هم روزه بود

چهره اش دیدم که لک بر داشته
سوختم،دیدم که بابا پیر بود
بدتر از این خواهرم دلگیر بود

باز آواز درشت دروه گرد
پرده اندیشه ام را پاره کرد

دورهه گردم
دار قالی می خرم
کاسه و ظرف سفالی می خرم
گر نداری کوزه خالی می خرم

خواهرم بی روسری بیرون دوید
های آقا سفره خالی می خرید؟

به من زنگ بزنبه من زنگ بزنبه من زنگ بزنبه من زنگ بزنتعجبسوالبه من زنگ بزنبه من زنگ بزنبه من زنگ بزنبه من زنگ بزن

شاید دروغ

 شاید ریا

شاید حقیقت تلخ شاد تولد

 شاید مرگ

شاید فکر هر روز خوب شدن و نشدن !


آدم ها می آیند.


زندگی میکنند


می میرند و می روند


اما فاجعه زندگی


آن هنگام آغاز می شود که آدمی می میرد


اما نمی رود!


می ماند،


نبودنش دربودن تو چنان ته نشین می شود


که تو می میری

 


درحالی که زنده ای


و او زنده می شود


در حالی که مرده است…

/ 2 نظر / 4 بازدید
سلمان -آرمین -سروش اکبری

سلام خسته نباشی Arsis جـــــــــــــــــان خیلی مخلصیم مابروبچه گروه باران کلی شادشدیم وخوندیم احسااست پاکتوای ول فدای تو

محمود

با باای ول یادبروبچ با حال شیطان بازار بروبچه کوی حافظ دوسط داریم مرسی از لطفت